ایران، خاستگاه دیرین ایرانیانآدم ها را میتوان به بند کشید، اما اندیشهشان را هرگز |
||

«شاهنامه» استوره است، نه افسانه*
تاکنون بسیار گقتهاند و شنیدهایم که، "شاهنامه آخرش خوش است!"؛ اما گویا گویندگان آن نمیدانند که شاهنامۀ فردوسی با داستان غمبار شکست ارتش ایران از لشکر تازیان(اعراب) به پایان میرسد. اکنون نکته اینجاست که این گرامیان یا معنای واژۀ «خوش» را نمیدانند، و یا آنکه تاکنون شاهنامه را یکبار تا پایان نخواندهاند.
گاه نیز شنیدهایم، "شاهنامۀ فردوسی «افسانه» است!". ازین رو میخواهیم در این نوشتار و از زبان خود شاهنامه، پاسخ اینگونه سخنان ژاژ و بیهوده را بدهیم. درد از آنجا آغاز میشود که میدانیم، چشم این بزرگواران تاکنون برای یکبار هم به خطهای شاهنامه نیفتاده است.
دکتر آزاده احسانی، در نوشتاری با نام "سخنی کوتاه دربارۀ چگونگی پیدایش شاهنامه/ ۲۹ بهمنماه ۱۳۸۹" آوردهاند:
«باور بسیاری بر آن است که، "شاهنامه مجموعه داستانهایی است در قالب شعر که حاصل ذهن پویا و توانای 'حکیم ابوالقاسم فردوسی' شاعر گرانسنگ ایران میباشد". اما باید دانست، شاهنامه کتابی است تاریخی و بر مبنای نوشتارهای کهن ایرانی، و فردوسی تنها این کتاب گرانمایه را که پیش از او کس دیگری(دقیقیِ شاعر) نیز تصمیم در به شعر درآوردن آن داشته است، با سخن شیوا و بیمانند خود به شعر در آورده است».
دنباله نوشتار 
مهرداد معمارزاده طهران(م.ایرانمهر)
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
شاید در نگاه نخست بگوییم، این کجایش نادرست است؟ ازین رو، ناچار باید با یادآوری چند نکته، این کژّی در نوشتار و خوانش در آغازین رج از شاهنامۀ حکیم ابوالقاسم فردوسی را آشکار نماییم. چامههای زیر را ببینیم:
به جمشید بَر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند ...
به ما بَر ز دین کهن ننگ نیست به گیتی، بِه از دین هوشنگ نیست ...
سراسر زمانه پُر از جنگ بود به جویندگان بَر، جهان تنگ بود ...
واژۀ «بر» در هر سه بیت بالا دیده میشود. پس سخن را با بررسی آن میآغازیم.
دنباله نوشتار
جدا از چرایی انجام کاردپزشکی(جراحی)های افسارگسیختۀ کنونی در زایمان مادران ایرانی، آنچه در این نوشتار بدان خواهیم پرداخت، نامی است که امروزه بران نهاده شده و یادآور وامگیری آن از بیگانگان است. اگرچه بسیاری به هنگام به کار بردن نام آن نیز، حتی نمیدانند که معنای این واژۀ بیگانه چیست و از کجا آمده است.
از آنجا که غربیان، همۀ پیشرفتهای علمی، فرهنگی، ادبی و هنری جهان را به خود نسبت میدهند؛ بنابراین دربارۀ این یکی هم گفتهاند، "نخستین زایمان به روش کاردپزشکی در جهان، برای زایش «ژول سزار» یکی از امپراتوران روم و به دست پزشکان اروپایی در 2000 سال پیش انجام شده است؛ و بدینگونه، این روش به بزرگداشت اوست که «سزارین» نام گرفته است!".
اما چندی است، نشانههای کاردپزشکی بر روی مغز، چشم، دندان و ... در آثار پنجهزار سالۀ «شهر سوخته» یافت شده است. بنابراین پیداست، مردمانی چنین توانا، میتوانستهاند برای درمان سختزایی مادران باردار نیز، دست به کاردپزشکیهایی شگرف و پیشرفته بزنند. اکنون به سان یارینامهای استوار، سراغ شاهنامۀ سخنسرای بزرگ توس رفته و از زبان شیرین حکیم ابوالقاسم فردوسی داستان را پی گرفته و در همین آغاز نیز مژده میدهیم که «شاهنامه» برگرفته از خداینامههای کهن ایرانی بوده، و داستانیست راستان.
دنباله نوشتار
دکتر وکیلی
پرسشهای مهرداد ایرانمهر از دکتر شروین وکیلی؛
در اینجا باید بگوییم که دکتر وکیلی در میانۀ کار، از دنبالۀ گفتگو سر باز زده و پاسخها را به کتاب «داریوش دادگر»(نوشتۀ خودشان) بازگشت دادند.
1- آیا میتوان گفت چون برای نخستین بار در نوشتههای آشوری بوده که نام پارسها و مادها آمده، پس اینها پیش از آن اینجا نبودهاند؟ اگر هیچ نوشتهای از آشوریها یافت نمیشد، میتوانستیم بگوییم که آنان(پارسها و مادها) در این سرزمین نبودهاند؟ اگر پارسها و مادها هزارهها پیش از پا گرفتن آشور به زاگرس آمده باشند، آشوریها کجا بودند که بخواهند از آمدن یا نیامدن ایشان چیزی بنویسند؟! چرایی و سرچشمۀ نامهای آریایی در انشان، نکتهای است که دکتر وکیلی و هماندیشانشان دربارۀ «کوچ»، میتوانند با نگاه به دانشنامۀ کاشان(جلد 3 و 4) آن را دریابند.
وکیلی: حقیقت آن است که در علم تاریخ تا وقتی منبعی دقیق و نوشته شده در مورد چیزی وجود نداشته باشد، نمیتوان به وجودش قایل شد. به این ترتیب، بله، اگر کسی نام آشوریها، آریایی ها، و بقیه را نیاورده بود، امروز از آنها خبر نداشتیم و حق نداشتیم در موردشان سخن بگوییم، چنان که در مورد دیگر اقوامی که آمدهاند و رفتهاند کسی خاطره و ردپایی از آنها ثبت نکرده، چیزی نمیگوییم. این جمله که پارسها و مادها هزارهها پیش از پا گرفتن آشور به زاگرس آمده بودند، نادرست است. دولت آشور از ابتدای هزارهی دوم پ.م، و پیش از ورود این موج از اقوام آریایی به منطقه وجود داشته است.
ایرانمهر: در سندهای ایلامی و سومری، از سرزمینهای پَرَشی در شرق فلات ایران و نیز مَدَه نام برده شده است. این سندها به دستکم 5 هزار سال پیش(هزارۀ سوم پیش از میلاد) بازمیگردند. از آن گذشته، این «کسی» کیست(؟)، که گفتهاید، «بله، اگر کسی نام ... را نیاورده بود، امروز حق نداشتیم در موردشان سخن بگوییم». این کسی، حتما باید یک موبور چشمآبی باشد(؟)، یا اینکه فردوسی توسی هم حق دارد از روی خداینامههای چندین هزار سالۀ ایرانی بگوید، «ایرج(فرزند فریدون) در همین سرزمین(ایران) ماند و دو فرزند دیگر از ایران کوچیدند»؟
دنباله نوشتار
دیدگاه، آرا و اندیشههای شهید مرتضی مطهری دربارۀ ایران
مطهری: فردوسی مردی زیانکار بود. زنده کردن لغات فارسی، برگشت از تعالیم قرآن است.
این همه سر و صدا برای عظمت فردوسی، و جشنواره و هزاره و ساختن مقبره، و دعوت خارجیان از تمام کشورها برای احیاءِ شاهنامه، و تجلیل و تکریم از این مرد خاسرِ زیانبُردۀ تهیدست برای چیست؟! برای آنست که در برابر لغت قرآن و زبان عرب که زبان اسلام و زبان رسولالله است، سی سال عمر خود را به باد داده و شاهنامۀ افسانهای را گرد آورده است.
دنباله نوشتار 
عکس بالا، بهترین نشانه از نوع رابطۀ میان این گروه تجزیهطلب با نظام اسلامی حاکم بر ایران است.
این گروه مزدور بیگانه، اگرچه بسیار اندکند؛ اما به واسطۀ پشتیبانیهای همهجانبۀ جهانخواران و نیز در پناه صحنهگردانیهای صهیونیسم جهانی، امروزه از توان بالایی برخوردار گشته و با رخنه در بدنۀ نهادهای دولتی و غیردولتی، توانستهاند اثرگذاری خود در گوشه و کنار کشور را تا حد خطرناکی بالا ببرند.
دلیل این سخن نیز آزادیِ بیحد و حصر ایشان در انجام اعمالی است که انجام داده، و نیز اینکه هیچ گروه دیگری نمیتواند اینچنین جولان بدهد و از گزند نیروهای دولتی نیز در امان بماند. جالب آنکه، در برابر رفتارها و سخنان جداییخواهانۀ ایشان که بر اصول قانون اساسی و تمامیت ارضی کشور ریشخند میزند، کمتر واکنشی از سوی نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی کشور و دیگر نهادهای وابسته به نظام به چشم میخورد.
دنباله نوشتار
هرگاه کسی خواسته جلوی رای ملت بایستد، هم خودش نابود شده و هم با ندانمکاریهای خود، سنگ در راه خواست ملت انداخته است. چند گاهی است که ملت ایران به تارنمای بانک مرکزی رفته و خواستهاند تا دولتیان بدانند که آنها نام واحد پول ملی خود را «پارسی» و واحد پول خُرد کشور را نیز «دریک(به یادگار روزگار داریوش بزرگ)» میخواهند.
اکنون جدا از بیاعتناییهای حکومت و دولت ایران به چنین نامهای ملی و میهنی، اما خرسخالههای گرامیای که هر از گاهی و در چنین زمانهایی از خواب بیدار میشوند، این بار نیز از خواب خوش برخاسته و مانند همیشه سازهای مخالف خود را کوک کرده و همانگونه که گفتیم، به سنگاندازی در راه ملت پرداختهاند.
دنباله نوشتار
بزرگترین دریاچۀ جهان
این دریا، دریایی است بسته که جهانیان آن را با همین نام Caspian sea میشناسند. نام این دریا برآمده از مردمانی ایرانی است از هزارههای دور به نام «کاسپیها»، که شاپور یکم ساسانی، به بزرگداشت ایشان فرمان ساخت شهری به همین نام را داد، و آن شهر «کاسپیان»* نامیده شد. نام این شهر پس از یورش تازیان، به گونۀ معرّبِ «قزوین» به کار رفت و آن دریا هم «بحرالقزوین(دریای کاسپین)» نام گرفت. همانگونه که آمد، جهانیان این دریا را «کاسپین» میخوانند؛ اما با شگفتی بسیار، ما ایرانیان این دریا را به نام مردمانی از فرای قفقاز، «خزر!» مینامیم.
دنباله نوشتار
به جای احیای ببر، یوز ایرانی را حفظ کنید
رییس سازمان حفاظت محیط زیست در آغازین روزهای سال جاری گفت: بر اساس برنامۀ زمانبندی شده، تا پایان فصل بهار ببرهای سیبری وارد کشور میشوند. این در حالی است که پیش از این نیز 2 قلاده ببر از سیبری وارد ایران شدند، اما ببر نر بر اثر بیماری مشمشه تلف شد و ببر ماده نیز هماکنون در قرنطینه به سر میبرد.
مسئولان محیط زیست میگویند که میخواهند با وارد کردن ببر سیبری، ببر مازندران را احیا نمایند؛ اقدامی که از همان روز نخست با انتقاد شدید برخی کارشناسان محیط زیست روبرو شد. دامنۀ این انتقادات به مجلس هم کشیده شد، تا آنجا که در 20 فروردینماه جاری، «محسنی بندپی» عضو هیات رئیسۀ فراکسیون محیط زیست گفت: ورود ببرهای جدید پیش از آماده کردن شرایط سازگاری آنها با وضعیت طبیعی کشور، تکرار یک آزمون و خطای دوباره است.
دنباله نوشتار 
چند ماه پیش، من پیام زیر را که برایم آمده بود، برای فهرستم فرستادم:
Fwd: Fw: Fwd: دیر بجنبید فاجعۀ تاریخی ببار میاد. به همه بگید.
با سلام دوستان
بعد از فرستاده شدن ایمیل زیر تعداد رأیها به شکلی تغییر کرده که سهم "persianGulf" به ۶۰ درصد نزدیک شده و به این معنی است که گوگل به زودی مجبور خواهد شد اسم "Arabian Gulf" را انتخاب کند. من این ایمیل را برای ۱۵۰ نفر فرستادهام. اگر هر نفر شما آن را به ده نفر جدید بفرستید ، و این کار ۳ دفعه تکرار بشود، تعداد رأیها از یک میلیون میگذرد. لطف کنید به خاطر خودمان و نسلهای آینده کوتاهی نکنیم. این کمترین ولی با ارزشترین کار است. پس کوتاهی نکنید. با سپاس. با سلام به همه - به خدا 30 ثانیه هم طول نمیکشه یه زور دیگه بزنین تموم میشه.
دنباله نوشتار
لیدا پرچمی- گفتگوی رادیو فرانسه با رسول نفیسی
بیانیۀ روز سهشنبه دول عربی شورای همکاری خلیج مبنی بر عر... دانستن خلیج فارس، اگرچه در واکنش به اظهارات سرلشگر حسن فیروزآبادی فرماندۀ ستاد کل نیروهای مسلح ایران صادر شد، اما نشاندهندۀ مرحله جدیدی از دشمنی کشورهای همسایه با جمهوری اسلامی ایران است، که اخیراً افزایش یافته است.
رسول نفیسی، استاد دانشگاه و کارشناس مسایل خاورمیانه در واشنگتن، با اشاره به لحن تند و بیسابقۀ کشورهای عربی همسایۀ ایران، موضعگیری اخیر آنان را ناشی از قوت قلب آنها و سیاست جدیدی میداند که تاکنون سابقه نداشته است.
دنباله نوشتار
عصرایران؛ جعفر محمدی
بازخوانی پیشنهادی که اعراب را نگران کرد و مسوولان بدان بیتفاوت بودند.
تشکیل استان خلیج فارس به مرکزیت بوموسی و تبدیل جزایر به منطقه آزاد تجاری
http://www.asriran.com/fa/news/209373
در اردیبهشت سال 1389 در سایت عصرایران، پیشنهاد تشکیل استان خلیج فارس را مطرح کردیم و از لزوم آبادانی و توسعۀ جزایر ایرانی خلیج فارس، به ویژه جزایر سهگانه سخن گفتیم.
این طرح پیشنهادی، با واکنش کشورهای عربی و رسانههای آنان - به ویژه العربیه - مواجه شد و به شدت از احتمال اجرای آن ابراز نگرانی کردند و مقامات و سیاستمداران جنوب خلیج فارس، طی مصاحبههایی ابراز امیدواری کردند که این طرح اجرایی نشود.
دنباله نوشتار
خلیج فارس، دریای کمعمق و نیمهبستهای است با مساحت حدود 240 هزار کیلومترمربع که در جنوبغربی قار؟ آسیا و در جنوب ایران قرار دارد.
دربارۀ نام خلیج فارس تا اوایل دهۀ 1960 میلادی هیچگونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دانشنامهها و نقشههای جغرافیایی این کشورها، نام خلیج فارس در تمام زبانها به همین نام ذکر شده است.
اصطلاح «خلیج عر...» برای نخستین بار از سوی یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیج فارس به نام «سر چارلز بلگریو» عنوان شده و او بود که این تخم لق را در دهان اعراب شکست. سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نمایندۀ سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، پس از بازگشت به انگلستان در سال 1966 کتابی دربارۀ سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای نخستین بار نوشت که، «عربها ترجیح میدهند خلیج فارس را خلیج عر... بنامند».
دنباله نوشتار 
توانمندی زبان فارسی در واژهگزینی
با نگاه بر زیباییِ بیش از اندازه و نیز درونمایۀ پرتوان و پرکششِ نوشتار پیش رو، و نیز نیاز بیچون و چرای امروز جوانان کشورمان برای آشتیِ دوباره با زبان ملی کشور، و همچنین پاسخ به آن گروه از روشنفکرانی که پیوسته به جستجوی واژگان در میان فرهنگنامههای بیگانه میپردازند، نوشتار زیر را برگزیدیم تا چراغ راه باشد.
اگرچه بسیاری، «زندهیاد پروفسور محمود حسابی» را فیزیکدان میدانند، اما خوب است بدانیم که ایشان افزون بر دانشآموختگی در رشتۀ فیزیک، در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی هم دانشآموخته بوده و استاد به شمار میآمدند. دکتر حسابی نوشتاری با نام «تواناییِ زبان فارسی در معادلسازی» دارند که پیشگفتار کتاب واژهنامۀ انگلیسی به فارسی ایشان بوده و در آن به سنجش توان واژهسازی در زبانهای فارسی و عربی پرداخته و بدانجا میرسد که،
"توانایی واژهسازی در زبان عربی در بهترین گونهاش 1750000(یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار) واژه است. این در حالی است که آستانۀ توان زبان فارسی برای واژهسازی 226275000(دویست و بیست و شش میلیون و دویست و هفتاد و پنج هزار) واژه است."
دنباله نوشتار
مهمترین درس سعدی برای نثرنویسی معاصر، ایجاز است
بهاءالدین خرمشاهی گفت: از میان عناصر فراوانی مانند "سجع" که در نثر سعدی وجود دارد، مهمترین درس سعدی برای نثرنویسی معاصر فارسی، ایجاز نثر است.
بهاءالدین خرمشاهی -پژوهشگر ادبیات فارسی- در گفتگو با خبرنگار ادبی فارس، به مناسبت اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی اظهار داشت: واقعا جای شکرانه دارد که پس از گذشت بیش از هفتصد سال از عصر سعدی، هنوز از اندیشهها و حکمت سعدی برای بهتر زیستن و برای معاشرت با دیگران و برای زندگی فردی و اجتماعی خودمان استفاده میکنیم. هر داستان کوتاهی از "گلستان" که گاهی حجم آن به نیم صفحه هم نمیرسد، جهانی از معرفت را در بر دارد.
دنباله نوشتار